مسعود جابانی/
در تاریخ مبارزات ملتها علیه دیکتاتوری و تجاوز به حقوق انسانها،همیشه نکاتی وجود دارد که تعمق و تفکر در آن ، چراغ راه آینده میگردد.درس تاریخ ، میتواند برای تمامی مبارزین سیاسی ، غیرسیاسی ، خشونت طلب و یا لیبرالیسم عبرت آموز و راه گشا باشد .
سی تیر ماه 1331 روز نهضت ملی و بزانو درآمدن استعمار پیر انگلیس، از طریق قیام ملی و مردمی بر همه آزاداندیشان و مدافعان حقوق بشر گرامی باد .
دکتر محمد مصدق با توفیق خود در دادگاه لاهه و محکومیت دولت انگلیس، به یکی از رهبران ضد استعماری منطقه خاورمیانه مبدل گشت اوبا اتخاذ شیوه های مبارزه منفی و دیپلماسی و دفاع از موازین حقوق بشر و پرهیز از خشونت، محبوبیت ملی بیسابقه ای در تاریخ ایران کسب نموده و بار دیگر خاطره مبارز خستگی ناپذیر، مهاتماگاندی راکه در واقع یکی از پایه گذاران مبارزه منفی با شیوه پرهیز از خشونت بود را، در خاطره ها زنده کرد .
آنچه که برای مردم در این شیوه های مبارزه آموزنده است، در واقع رهبران نهضت در جلوی مردم پرچم به دست، قرار دارند و علیرغم تمامی وحشیگری های دیکتاتوران، رودرروی دشمن به چشمان آنها خیره شده وآنان را به تسلیم در مقابل اراده مردم فرا میخوانند و هرگز حاضر نمیشوند که صحنه مبارزه را به دلایل امنیتی! به دشمن سپرده و طرفداران خود را قربانی آرمانها و شعارهای خود نمایند .
در مبارزات مسلحانه علیه دیکتاتوری، در واقع جوانان و مردم پرشور و برانگیخته در صف جلو حرکت نموده و رهبران مقاومت! در صحنه نیستند و پیام! میدهند .و هرچه بیشتر خون بر زمین جاری شود ، آنان بیشتر مشروعیت! کسب میکنند.
مروری بر تاریخ مبارزات ملتها، ثابت مینماید که مبارزه با شیوه پرهیز از خشونت به مراتب طاقت فرساتر و مشکلتر از اتخاذ مبارزه مسلحانه است، ولی آزادی و دمکراسی و عدالت اجتماعی رابا شرکت خود مردم ،در جامعه نهادینه مینماید.ولی اتخاذ شیوه های خشونت آمیز ، نه تنها بهانه سرکوب دیکتاتوران را فراهم میکند ، بلکه آزادی و دمکراسی را فقط برای انقلابیون! فراهم کرده ودر واقع به دلیل عدم شرکت و مسئولیت پذیری همگانی مردم،بعداز مدتی دیکتاتوری دست به دست میگردد.
مبارزه ملی مردم کشورهای یوگسلاوی،هند،افریقای جنوبی،آمریکا،لهستان،دانمارک وشیلی برای این بررسی تاریخی در نظر گرفته شده اند، که در این مقاله به آن میپردازیم.
مردم افریقای جنوبی که اکثرا از مردم سیاه پوست بومی تشکیل شده بودند،به کمک حامیان سفید پوست خود ، مبارزه گسترده ای را علیه متجاوزان نژاد پرستی که از سراسر دنیا برای غارت منابع ملی آنان آمده بودند،با یک تحریم اقتصادی در بندر الیزابت آغاز نمودند.
در این تحریم سراسری که به دعوت ” مک هوسلی جک” فعالترین عضو نهضت سیاه پوستان انجام گرفت ، بیش از نیم ملیون نفر شرکت نمودند.در این روز ( 15 ژولای1985)مردم تصمیم گرفتند که حتی یک قوطی کبریت از مغازه ها که اکثرا وابسته به رژیم آپارتاید بودند،خریداری نکنند.
رژیم آپاتاید که از این حادثه به وحشت افتاده بود،شهرکها را اشغال کرده و حکومت نظامی را به فرماندهی ژنرال ” پی دابلیو بوتا” برقرار کرده و صدها نفر را دستگیر نمود.اما تحریم اقتصادی که به مدت چهار ماه بیوقفه ادامه داشت ،وضعیت اقتصادی رژیم آپارتاید را شدیدا به مخاطره انداخته بود و باعث شد که با پادرمیانی اتاق بازرگانی آمادگی خود را برای مذاکره اعلام کند.
نیروهای انقلابی به دو دلیل شرایط شکستن تحریم اقتصادی را به عنوان یک سازش مرحله ای پذیرفتند.
1- در این تاکتیک میتوانستند نیروهای کم توانتر را در کنار خود داشته باشند .
2-از عدم اتحاد بین نیروهای درگیر با رژیم آپارتاید جلوگیری نمایند.
ورود سازمان ملل به بحران ایجادشده و کسب تجارب مردم از پرهیز از سیاست خشونت به کمک موعظه های اسقف بزرگ شهر ، راه را برای کشاندن نیروهای مسلح وابسته به جنبش “ان ر س”،به خشونت ها و هرج و مرج های داخلی بست و رژیم را مجبورکرد تا ” دکلر” را که سیاست لیبرالی داشت، در مقابل مردم قرار دهد و بلافاصله با آزادی زندانیان سیاسی که امری محال قلمدادمیشد، موافقت کند .
“دکلر” در مقابل خواست عمومی، مجبور به قبول انتخابات سراسری گردید و در پایان پیروزی ماندلا را به او تبریک گفته و در مقابل عزم مردم سر تعظیم فرود آورد و علیرغم سالها جنایات رژیم آپارتاید، به معاونت ماندلا برگزیده گردید.
مانذلا و “دکلر” هردو در نروژ جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص دادند.
سیاست تحریم اقتصادی، به عنوان بالاترین شاخص پیروزی مردم، علیه رژیم نژادپرست افریقای جنوبی قلمدادشده است .
مردم لهستان سالها از فشار دولت کمونیستی وابسته به شوروی به تنگ آمده بودند ولی نمیدانستند که چگونه میبایست اعتراضات خودرا گروهی و هماهنگ نمایند تا آن زمان ،” جرسی بورژواک” رهبری اعتصابیون را بعهده داشت . ولی به دلیل مقطعی و ضربه پذیر بودن اعتراضات، این حرکات بسرعت در نطفه خفه میشد .
نقطه حرکت و انفجار عمومی مردم لهستان ، از اعتصاب عمومی در یک کارخانه کشتی سازی به رهبری یک مکانیک 27 ساله بنام ” لخولسا” شروع گردید .کارگران پس از ده روزاعتصاب ،
مسئولین را وادار کردند که به خواسته های آنان توجه نمایند.
در حالیکه رژیم اعتصابیون را خائن مینامید،کارگران از طریق تشکیل کمیته های دفاع در ورشو و رادیوی اروپای آزادو روزنامه ای بنام همبستگی ،دامنه اعتراضات خود را گسترش دادند.
با افزایش اعتراضات و در خواست تشکیل اتحادیه سراسری،طاقت رژیم دیکتاتوری به سر آمد و در 11 دسامبر 1981 به یک حمله گسترده به دفاتر و مراکز فعالیت مبارزین دست زده و تعدادبسیاری از آنان را دستگیر و روانه زندان کرده و حکومت نظامی بر قرار نمود.
جنبش همبستگی پس از مدت کوتاهی با اتخاذ شیوه های مبارزه که از گاندی و مارتینگ لوترکینگ الهام گرفته شده بود، تعداد مخافان را به 10 ملیون نفر افزایش دادند.
در سال1988 که توانائی اعتصابیون به حداکثررسیده بود،رژیم تن به هرگونه مذاکره و سازش داد و مجبور شد که در سال 1989 انتخابات آزاد را اعلام کند .
عاقبت مردم لهستان پس از 60 سال توانستند در انتخابات آزاد شرکت نموده و حزب کمونیست را به نسبت ده بر یک شکست دهند و لخوالسا را به عنوان رئیس جمهور انتخابی، برگزینند.
شاخص پیروزی مردم لهستان ، اعتصابات سراسری و سازماندهی عمومی از طریق اتحادیه های کارگری و سازمان همبستگی و حضور مداوم رهبران اعتصابی در کنار مردم بوده است .
جنگ جهانی دوم و حملات گسترده آلمان علیه متفقین آغاز گردیده بود. دولت دانمارک بخاطر جلوگیری از بمباران کپنهاک و قربانی شدن مردم بیگناه، در بهار 1940 بیطرفی خودرا رسما اعلام کرده بود ولی آلمان ظرف مدت کمتر از شش ساعت تمام دانمارک را بدون شلیک حتی یک گلوله به اشغال خود در آورد .
آلمانی ها در اوایل اشغال دانمارک اعلام کردند که ما هیچگونه مخالفتی با کابینه و دولت دانمارک نداریم و تمامی مسائل با قوانین خود دانمارک حل و فصل میشود. مردم دانمارک از ابتدای کار با دیده شک و تردید به آنان مینگریستند و لی هنوز بدرستی نمیدانستند که چگونه و از کجا میبایست مخالفت خودرا آغاز کنند؟ هیچگونه نهضت مقاومتی هم وجود نداشت که آنان را سازمان داده و علیه آلمانها بشوراند.
وزرای کابینه نیز با آلمانها مذاکره میکردند ، بویژه نخست وزیر دانمارک “اسکورینس” که به سازشکار و مذاکره جو،با آلمانها معروف شده بود و بدین جهت محبوبیت خود را بویژه در میان دانشجویان از دست داده بود .
مردم بتدریج به خود آمده و با جمع شدن در پارک شهر و خواندن سرود ملی به همراه پادشاه خود ، مبارزه را آغاز کرده و تنفر خویش را از اشغالگران به نمایش گذاشتند.
بتدریج این گردهمائی ملی به اعتراض عمومی و مبارزه منفی برای به زانو در آوردن دولت آلمان گسترش یافت و به اعتصاب کارگرانی که مهمات نظامی آلمانها را تدارک میدیدند ، انجامید.
با گسترش اعتصابات کارخانه ها،آلمانها تحمل خود را از دست داده و ژنرال آلمانی “ورنربست” دستور سرکوب و دستگیری معترضین را صادر نمود.
در ماه اوت 1943 حکومت نظامی برقرارگردید و پارلمان به طور کامل تعطیل شده و نخست وزیر آلمان که حکم میانجی را ایفا میکرد ،دیگر دست از کار کشید .مقاومت مردم اوج گرفت و همزمان گشتاپوی آلمان حکم دستگیری 7000 نفر از یهودیان را صادر نمود .
مردم دانمارک یکپارچه یهودیان را پناه داده و حتی بسیاری از آنان را با محملهای مناسب به سوئد فرستاده و آنان را از دست کوره های آدم سوزی نجات دادند .
“جان مولر ” سیاستمدار دانمارکی با پخش اخبار شکست آلمانها در سال1943 در شوروی، اعتصابات را هماهنگ کرده و شیوه نافرمانی و عدم همکاری و مبارزه منفی را که از شاخص های مبارزه مردم دانمارک است، عمومی کرده و آلمانها را به عقب نشینی واداشت .
دیکتاتور معروف شیلی “پینوشه” با کودتائی، رئیس جمهور منتخب سوسیالیست” النده” را سرنگون کرده وبه قدرت میرسد.پینوشه با سرکوب وحشیانه مردم و اعدام بیش از 3000 نفر و زندانی کردن 40000 نفر سعی در سرکوبی اعتراضات مردمی و تثبیت خود مینماید ولی مبارزین با مقاومتی وصف ناپذیر دست از اعتصابات و تظاهرات عمومی بر نمیدارند .
اعتصاب کارگران یک معدن مس ، به تمام کشور کشانده میشود و در سال 1985 به یک نظاهرات دویست هزار نفره مبدل میگردد. مردم یک منطقه فقیر نشین بنام “پابلیسیون” جنبش مسلحانه ای را شکل میدهند و یکبار نیز سعی در ترور پینوشه مینمایند ولی او از این سوءقصد جان سالم بدر میبرد .
سرکوب وحشیانه نیروهای نظامی پینوشه که این منطقه فقیرنشین را با خاک یکسان کرد ، هیچگاه از خاطر مردم پاک نمیشود .
کاردینال شیلی ” کریستین پرشت” در یک اعتراض ملی ، خشونت را نشانه ضعف دانسته و در یک سخنرانی مثالی تاریخی زده و از مردم میخواهد که اسلحه را کنار گذاشته و در همه پرسی که در سال 1988 به پینوشه تحمیل شده بود ، شرکت جویند . او میگفت که:
” اگر اسلحه را بروی شقیقه من بگذارید هرچه بگوئید انجام میدهم ولی به محض اینکه آنرا بردارید هرکاردلم خواسته باشد انجام میدهم .”
در این همه پرسی حدود 7 ملیون نفر با دادن رای “نه” به پینوشه او را وادار به استعفا نموده و پیروزی خود را که براساس اعتراضات و اعتصابات عمومی بود، جشن گرفتند.
” ملسویج” دیکتاتور یوگسلاوی پس از قیام خلق های تحت حمایت دولت، بدون اعتنا به درخواستهای آنان، به سرکوب آنان پرداخت.بویژه مسلمانان مخالف دولت بیش از هرگروه دیگر به جوخه های اعدام سپرده شده و در گورهای دسته جمعی به خاک سپرده میشدند.
ملسویح که قویترین ارتش پیاده نظام را پیریزی کرده بود ، بهیچ عنوان حاضر نبود تن به میانجیگری نیروهای پاسدار صلح برای نجات اقلیتهای قومی و مذهبی که طالب خودمختاری بودند، بدهد.
اما آنچه که او را در نهایت از پای درآورد ،نه مبارزات مسلحانه منطقه ای در راستای خودمختاری و نه حملات نیروهای هوائی ناتو بود.هرکدام از این عوامل به نوعی به او مشروعیت میداد.
حملات نظامی منطقه ای بهانه سرکوب وحشیانه اورا فراهم میکرد و حمله ناتو از او یک قهرمان ملی ساخت .
و اما در شهرهای اطراف بلگراد ، گروه های مقاومت شکل گرفتند . ومبارزات و اعتصابات خود را با شدت هرچه تمامتر شروع نمودند . خودجوشترین و مبتکرترین نیروهای مقاومت به سازمان جوانانی تعلق داشت که نام “اوت پور” را با پرچمی با آرم مشت سیاه بسته، با خود حمل میکردند.
نیروهای جوان سراسر صربستان ، بتدریج از “اوت پور” حمایت کرده و جنبشی عظیم را شکل دادند. مهمترین استراتژی که آنها علیرغم شور و فتور جوانی خود داشتند ، پرهیز از خشونت و مبارزه مسالمت آمیز بود .
در سال 1998 همزمان با اخراج بیش از یک ملیون کارگر آلبانی،رژیم “اوت پور” را مورد حمله قرار داده و رسما اعلام کرد که آنها یک سازمان نئونازیسم و تروریست و وابسته به آمریکا میباشند .در واقع بدین وسیله راه سرکوب آنان را هموار نمود.
“اوت پور” معتقد بود که میبایست از راه مسالمت آمیز و اتحاد با تمامی نیروهای مخالف رژیم را به زانو در آورد .پس از مدتی کوتاه ، این کوشش به ثمر رسید و 18 سازمان سیاسی علیه ملسویچ متحدشده و با نام “داس ” فعالیت خود را آغاز نمودند.” کوشتا نیتسا” نماینده داس گشته و شعار ” کارش تمام است” بدون بردن نام کسی، شعار روز مخالفان ملسویج گردید.
دامنه اعتراضات آنچنان بالا گرفت که ملسویچ را وادار به قبول انتخابات ریاست جمهوری نمود.
در 24 دسامبر 2000 رای گیری آغاز گردید و مخالفین پیروز گردیدند ولی ملسویج آنرا نپذیرفت . مردم از شهرها و روستاها به بلگراد آمده و آنچنان سیل آسا و بدون استفاده از سلاح وارد شهر شدند که ارتش قدرتمند صربستان نتوانست حتی یک نفر را با گلوله از میان بردارد و تسلیم گردید .
دولت ملسویج در 6 اکتبر 2000 سقوط کرده و در ژانویه 20001 به دولت جدید تحویل داده شد .
مبارزه سیاهپوستان آمریکا علیه تبعیض نژادی با یک حرکت اعتراضی، ولی سازمان یافته و کوچک دانشجوئی شکل گرفت . دانشجویان سیاه پوست با طرح های از پیش تعیین شده در محل هائی که نوشته شده بود ” ورود سیاه پوستان ممنوع است” جمع میشدند و در حالیکه بشدت کتک میخوردند ، تحمل کرده و بازهم آن را در جای دیگر تکرار میکردند .
در 27 فوریه 1960 دولت نژاد پرست آمریکا به دستگیری سران تظاهرکننده پرداخت و در همان سال برای شکستن مقاومت مبارزین سیاه پوست ، وکیل آنان را که “الکساندر لوبی” نام داشت با انفجار بمب از میان برداشت .
پس از قتل وکیل مدافع مبارزین ، بیش از 1500 نفر به عنوان اعتراض راهپیمائی کردند که با سرکوب مجدد توام بود .”مارتینگ لوترگینگ” قهرمان ملی و مبارز تبعیض نژادی نیز که در تمامی سخنانش مردم را به مبارزه مسالمت آمیز علیه نژادپرستی دعوت میکرد ، توسط آنان به ضرب گلوله به قتل رسید .اما دیگر جنبش با اعتراضات سراسری و مبارزه منفی، آنقدر فراگیر شده بود که در نهایت شهردار موبس رسما اعلام نمود که : دیگر هیچ فرقی بین سیاه و سفید وجود ندارد و هردو از حق و حقوق مساوی بر خوردارند.
مهاتما گاندی سمبل مبارزه عدم خشونت و وکیل برجسته، در فوریه 1903 در فضائی آرام و بدور از هیاهو تئوری “اسلحه حقیقت، سلاح بدور از خشونت ” را بررسی نمود و بعدا آنرا تمام وکمال به اجرا درآورد .
اولین حرکت اعتراضی او که با روح ملی او پیوند خورده بود ، اعتراض به قانون مالیات نمک بود که توسط اشغالگران انگلیسی از مردم گرفته میشد .در واقع این آغاز نافرمانی و اعلام جنگ با اسلحه حقیقت به شمار میرفت .
حرکت اعتراضی با راهپیمائی 400 کیلومتر در طول سواحل نمک ، باعث شد که هزاران نفر در طول مسیر به او بپیوندند و از مبارزه او پیروی کنند .او در طول مسیر با سخنان خود مردم را به مبارزه منفی و عدم استفاده از محصولات خارجی و سر پیچی و تمرد، دعوت میکرد .گاندی معتقد بود که :
آنها وطن مارا نگرفته اندما خودمان به آنها دادیم و نباید از آنان تنفرداشته باشیم . فقط ما حق خودمان را میخواهیم . مانباید سرکاربرویم وباید استعفا داده و لباس کتان تولید هند را بپوشیم .
دوازده هزار نفر در طول ساحل نمک راهپیمائی کردند و خودرا برای مبارزه سخت تری آماده نمودند.در ششم آبریل 1907 دولت انگلیس به او هشدار دادکه دست از تحریک مردم و حرکت اعتراضی بردارد ولی او مخالفت کرده وبا برداشتن مشتی نمک و خاک در پایان راهپیمائی، از دستورات آنان سرپیچی نمود.
خبر این سرپیچی مثل صاعقه در هندوستان پیچید و جنبش رهائی بخش اورا تقویت نمود .” لرد اروین ” دستور بازداشت او را صادر نمودولی نهضت ” سلاح حقیقت، سلاح بدور از خشونت”ریشه در اعماق چامعه دوانده بود و میرفت تا استعمار را بزانو درآورد .







Tue, Apr 28, 2009
مقالات