RSS

آموزش و تمرین برای بازسازی توانمندیها و هویت فردی

Tue, May 5, 2009

مقالات


مسعود جابانی/

در ادامه فعالیتهای آموزشی پیرامون روانشناسی خشونت وترور، در نظر داریم که با همکاری

کارشناسان و روانپزشکان،  به کالبد شکافی ابعاد دیگری از این مشکلات بپردازیم.

بسیاری از کسانیکه از فرقه ها جدامی شوند، براثر تحمل مشکلات غیرقابل وصف، توانمندیهای ویژه ای پیدا می کنند که می توانند بیش از دیگران از مواهب طبیعی و زندگی روزمره با مقایسه ای ساده از زندگی در فرقه و زندگی در جامعه آزاد، لذت ببرند.

آنان در جوامع اروپائی می توانند با توجه به تجاربی که درون فرقه های تروریستی کسب نموده اند نقش مهمی را جهت واکسینه کردن آن جامعه علیه خشونت و ترور ایفاء نمایند .

در واقع کسانیکه خود زمانی اسیر فرقه ها بوده اند بهتراز هر نیرو و متدی می توانند جوانان پرشور آن جامعه را از قربانی شدن توسط اهداف فرقه ای نجات بخشند و تجارب خویش را در اختیار آنان بگذارند.” سخنی که از دل برآرد لاجرم بر دل نشیند”

بسیاری از جداشدگان مدتهای طولانی از زندگی معمول جامعه کاملا بدور بوده اند و از جهان پیرامون ذهنی و فیزیکی ایزوله گردیده اند. جوامع و مردم بدون وجود آنان رشد و تحولات طبیعی خود را داشته است و در روند طبیعی خود ابزارهای جدیدی برای حل مشکلات بوجود آمده است که بسیاری از جداشدگان از آن دور بوده اند.

دگرگونی های جامعه و تحولاتیکه در درون خانواده ها بوجود آمده است نیز از چشمان کسانیکه برای سالها با عشق به آزادی برای مردم اسیر فرقه شده و از جامعه ایزوله شده اند پنهان مانده است.

کسانیکه از فرقه جدا می شوند سالها از ابزار ویژه ای برای تنظیم رابطه در درون فرقه استفاده می کرده اند که در یک جامعه آزاد با آن نمی توان هیچگونه گرهی را باز کرد و می بایست از ابزار جدیدی که در جامعه آزاد پذیرفته شده است استفاده نمود.

پرنده ای را در نظربگیرید که پس از مدتها از قفس آزاد شده است .این پرنده علیرغم داشتن پر، قادر به پرواز نیست و نیاز به آموزش داشته تا بتواند مجددا پرواز کرده و آزادی را در یک فضای قابل اطمینان و شناخته شده تجربه نماید.

براثر صدمات هویتی و رفتاری که فرد در فرقه متحمل می شود، توانائی او در حل مسائل معمول جامعه کاهش یافته و باعث می شود که فرد پس از خروج از فرقه دچار سرگردانی و در نهایت یاس وناامیدی گردد.

زیرا نرمها و ارزشهائیکه فرد در فرقه کسب مینماید در جهت اهداف ویژه فرقه بوده و کاربردی در جامعه و زندگی روزمره ندارد. به نسبتی که فرد در فرقه و اهداف آن حل شده باشد، روان درمانی و مددکاری او مشکلتر بوده و نیاز به همکاری همه جانبه خانواده و سازمانهای روان درمانی و اجتماعی می باشد.

در این سلسله مقالات سعی شده است که به کمک ترجمه ها و برگردان مطالب آموزشی و پژوهشی و تحقیقی ، به بررسی وپیداکردن راه حلهای موجود بپردازیم.

در این مورد کلاسهای آموزشی نیز گذاشته شده است که افراد جداشده و همچنین علاقمندان می توانند در این دوره ها شرکت جویند.لازم به توضیح است که در این دوره های آموزشی  که همراه تمرین مداوم صورت می پذیرد، خود شرکت کننده مربی و درمان کننده مشکلات روحی – روانی خود می گردد و نقش آموزش دهنده، فرموله کردن و روشن کردن مراحل آموزشی و فعال کردن ذهنیت شرکت کنندگان در باره چگونگی نگرش آنان به مسائل می باشد.

در این دوره های آموزشی ، افراد شرکت کننده قادر خواهند بود که با اتکا به توانمندیهایشان،  انرژیها وقدرتهای ذهنیشان را که سالها غیرفعال و بلااستفاده نگه داشته شده است ،بطوراعجازانگیزی فعال نمایند.

در مراحل اولیه ، نکات زیر مورد بررسی و آموزش قرار می گیرد.

* وظایف و مسئولیتهائی که مربی و شرکت کنندگان به عهده می گیرند.

* عکس العملهای نرمال در شرایط غیرنرمال و ناگهانی

* نگرش خوش بینانه و مثبت در برخورد با مسائل و مشکلات و تاثیرات اینگونه نگرش در شادابی و نشاط فردی

* چگونه می توانیم با غم از دست دادن عزیزانمان برخورد نمائیم ؟

* چرا می بایست در مورد مشکلاتمان بدون خودسانسوری صحبت نمائیم؟

* آشنائی با دردهای جسمی که ریشه در ناراحتی ها و تالم های روحی –روانی ما دارند.

* چگونگی برخورد و راه حلهای موجود با دردهای غیرجسمانی

* هویت در ابعاد فردی، اجتماعی، تاریخی، فرهنگی،فرقه ای،مذهبی و دینی

* هویت ایده آل چیست و چه مشخصاتی دارد؟

* چرا داشتن هویت فردی حائز اهمیت است؟

*چگونه می توانیم با احساس گناه و شرمندگی که در اکثر موارد تحمیل شده هستند ، برخورد مناسبی داشته باشیم؟

*چگونگی احترام گذاری به خود و دیگران

* قربانی کیست؟ و چه کسانی زودتر  و در چه شرایطی قربانی می شوند؟

*چگونه می توانیم احساسات خودرا تحت کنترل درآوریم؟ rationele emotieve therapie

*تئوری تنظیم رابطه و تحمل پذیری و انعطاف، براساس منطق عقلانی

*بیماری افسردگی و علائم و مشخصات آنsymptomen depressie

*ریشه احساساتی که برمبنای کینه،نفرت،ناامیدی،ترس و.. انجام می گیرد،چیست و از کجا ناشی می شود؟

This post was written by:

admin - who has written 261 posts on پیام رهایی.


Contact the author

Comments are closed.